در روزهایی که سرعت انتشار اخبار و بازنشر محتوا در فضای مجازی بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته و هر خبر میتواند پیامدهای اجتماعی، روانی و رسانهای گستردهای به همراه داشته باشد، توجه به مسئولیت فردی و جمعی در نحوه
به گزارش خبرگزاری سلامت (طبنا) از کرمانشاه ، در روزهایی که سرعت انتشار اخبار و بازنشر محتوا در فضای مجازی بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته و هر خبر میتواند پیامدهای اجتماعی، روانی و رسانهای گستردهای به همراه داشته باشد، توجه به مسئولیت فردی و جمعی در نحوه اطلاعرسانی اهمیتی دوچندان پیدا کرده است. مدیریت هیجان، پرهیز از بازتولید ناخواسته اطلاعات حساس و درک پیامدهای انتشار جزئیات، از جمله موضوعاتی است که این روزها مورد توجه فعالان رسانهای و فرهنگی قرار گرفته است.
در همین راستا، آرش منصوری، از هنرمندان عرصه تئاتر و از فعالان رسانهای استان کرمانشاه، یادداشتی تأملبرانگیز را در گروه ایتایی «باختر» منتشر کرده است که با نگاهی تحلیلی، به چرایی پرهیز از اعلام جزئیات دقیق حوادث و پیامدهای رسانهای آن در شرایط حساس میپردازد. این یادداشت تلاش میکند مخاطب را نسبت به نقش ناخواسته انتشار اخبار جزئینگر در انتقال هیجانات اجتماعی، شکلگیری فضای روانی جامعه و بهرهبرداری رسانهای از این اطلاعات، هوشیار کند. آنچه در ادامه میخوانید متن این یادداشت است.
جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان را باید متفاوت از بسیاری از جنگهایی دانست که طی هزاران سال در تاریخ ایران رخ داده است؛ زیرا در این نوع جنگها، تکنولوژی نقش تعیینکنندهای دارد. حتی در دوران جنگ تحمیلی با عراق نیز امکان افشای ناخواسته اطلاعات جنگی بدون حضور مستقیم جاسوس وجود نداشت؛ اما در شرایط امروز، میتوان تنها با نشستن در خانه و از سادهترین راهها، اطلاعاتی ارزشمند را ناخواسته در اختیار دشمن قرار داد.
پرسشی که این روزها بارها مطرح میشود این است: مگر خودشان نمیدانند کجا را هدف قرار دادهاند؟ پاسخ روشن است؛ چرا، حتما میدانند. اما مسئله چیز دیگری است. نخست آنکه با اعلام دقیق محلهای آسیبدیده، ناخواسته هیجانات جامعه نیز به خبر افزوده میشود. در واقع با انتشار چنین اطلاعاتی، احساساتی مانند ترس، هیجان، افتخار، نگرانی، امید یا شادی نیز به طرف مقابل منتقل میشود و آنان بدون زحمت میتوانند شرایط روانی و اجتماعی جامعه ایران را رصد و تحلیل کنند. از سوی دیگر، برخی از این مکانها تابلو یا نشانه مشخصی ندارند و زمانی که برای توضیح دقیق خبر، نام یا کاربری آنها را ذکر میکنیم، عملاً اطلاعاتی را منتشر میکنیم که شاید پیش از آن بهصورت عمومی شناختهشده نبوده است.
همچنین انتشار پیدرپی نقاط آسیبدیده میتواند فضای روانی منفی و استرس پنهان در جامعه ایجاد کند. گاهی حتی حجم خبر و بازنشر آن در رسانهها و شبکههای اجتماعی، از خود حادثه بزرگتر جلوه میکند و همین امر میتواند نگرانی عمومی را افزایش دهد.در چنین شرایطی جامعه بهطور طبیعی وارد گفتوگو و تحلیل میشود. از دل همین گفتوگوها، موضوعاتی مطرح میشود که ممکن است با شرایط حساس جامعه همخوانی نداشته باشد. بسیاری از این مباحث تنها از یک خبر ساده آغاز میشوند و گاه به نتیجهگیریهایی میرسند که برای فضای امروز کشور مناسب نیست.
از زاویهای دیگر، اعلام اینکه حمله دقیقاً به همان نقطه مورد نظر انجام شده، در عمل نوعی تأیید توان طرف مقابل تلقی میشود؛ در حالی که در جنگهای مدرن، دقت در هدفگیری دیگر پدیدهای غیرمعمول محسوب نمیشود.انتشار عکسها و فیلمها نیز موضوع مهم دیگری است. با انتشار این تصاویر، عملاً محتوای مورد نیاز برخی رسانهها را بهصورت رایگان در اختیار آنان قرار میدهیم؛ رسانههایی که توانایی دارند با استفاده از یک تصویر ساده، فضایی گسترده از التهاب و روایتسازی ایجاد کنند.
از سوی دیگر، وقتی ما بهطور گسترده درباره آسیبها اطلاعرسانی میکنیم، در حالی که طرف مقابل انتشار اخبار مشابه را بهشدت کنترل میکند، ممکن است در نگاه افکار عمومی جهان بهعنوان طرف ضعیف ماجرا معرفی شویم؛ زیرا بسیاری از قضاوتهای جهانی بر اساس حجم و نوع اخبار منتشرشده شکل میگیرد.
در نهایت، تکرار نام این نقاط میتواند چنین تصوری را در ذهن جامعه ایجاد کند که «نوبت بعدی کجاست؟» و حتی این نگرانی را به محلهها و شهرهای مختلف تعمیم دهد. به این ترتیب، ناخواسته سطح استرس در محیط زندگی مردم افزایش مییابد.
در چنین شرایطی، احتیاط در انتشار جزئیات و توجه به پیامدهای رسانهای آن، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
نظر شما